|
آيتالله يوسف صانعي: وضع ماليات بهخاطر
جلوگيري از قرار دادن مهريه زياد، غيرجايز است
آيتالله يوسف صانعي، وضع ماليات بهخاطر
جلوگيري از قرار
دادن مهريه زياد را غيرجايز و حرمت وضع ماليات
بر مهريه را [احيانا] به خاطر بودجه،
ثابت و محرز دانست.
آيتالله يوسف صانعي در
پاسخ به استفتائي مبني بر اينكه آيا وضع
ماليات بر مهريه و صداق زنان به نظر حضرت
عالي جايز است يا غير جايز؟ آورده است: «به
نظر اينجانب - با توجه به وجوه کثيرهاي
مانند آياتي از قرآن و سنت و روايات معصومين
(صلواتالله عليهم اجمعين) و سيره
عمليه که صاحب جواهر (قدس سره الشريف) در کتاب
النکاح از کتاب گران سنگ جواهرش به
آنها براي عدم حد در کثرت و زيادي مهر،
استدلال فرموده و اينکه حدش در قلت و کثرت
حسب روايات عديده، تنها و تنها رضايت زوجين
است که تقريبا عناوين آن وجوه به دوازده
وجه باز ميگردد (وگرنه محتوا و تفصيل آنها
حدودا بيش از بيست آيه و روايت و درايت
و تاريخ ميباشد)- اگر وضع ماليات به خاطر
جلوگيري از قرار دادن مهريه زياد و به
نحو سلب اختياري که شرع مقدس براي زوجين مقرر
فرموده، باشد، غير جايز است؛ چرا که
خلاف قرآن و سنت و وجوه کثيره معتبره و خلاف
مشهور بين فقهاست بلکه بر آن ادعاي
اجماع هم شده، «و لاطاعة لمخلوق في معصية
الخالق».
و معلوم است که جعل ماليات بر آن به اين قصد و
جهت، مخالفتي روشن با اختيار الهي و اسلامي
زوجين دارد و براي روشنتر شدن عدم جواز
و حرمت با چنين قصدي ميتوان به نظر فقهي حرمت
بيع و فروش انگور و عنب به قصد آنکه
مشتري از آن شراب و خمر بسازد توجه و عنايت
نمود که مناط حرمت در آنجا در مورد اين
بحث هم ظاهرا وجود دارد و جالب توجه آنکه
بنابر آنچه که در تاريخ آمده و صاحب
جواهر(قدس سره الشريف) هم به آن عنايت نموده و
متعرض آن گرديده، بعضي از افراد
مقتدر و صاحب نفوذ در اسلام وقتي که تصميم
گرفتند جلوي زيادي در مهر را بگيرند و
دستور عدم زياده و مغالات و بالا رفتن در آن
را بدهند، زني از زنان مسلمان با
استناد به آيه ٢٠ سوره نساء(١) که
ميفرمايد: مردي که ميخواهد زنش را طلاق بدهد
و زن ديگري بگيرد حق پس گرفتن چيزي از مهر
آنها - که فوقالعاده زياد و کثير است و
از آن تعبير به قنطار شده - را ندارد، پاسخ او
را داد و او هم قبول کرد و در مقابل
استدلال آن زن به قرآن تسليم شد و از تصميم
خود منصرف گرديد.
اما اگر وضع ماليات خداي ناخواسته براي بودجه
مملکت و تأمين هزينه و اداره آن باشد که بايد
سخت متأثر و متأسف شد و اجازه ندهيم
که اقتصاد اسلامي و حکومت جمهوري اسلامي کارش
از نظر بودجه با همه منابع و معادن
سرشارش و با قيمت بالا و فوقالعاده نفت و
داشتن انسانهاي متفکر و نيروهاي انساني
مخلص در همه ابعاد و علوم و فنون، به جايي
برسد که نياز به گرفتن ماليات جزئي و
ناچيز از مهر و کابين زنان داشته باشد، و عزت
مسلمانان و اسلام و جمهوري اسلامي
مورد سرزنش و مذمت و تحقير قرار بگيرد.
«وَللهِِ الْعِزَّةُ وَلِرَسُولِهِ
وَلِلْمُؤْمِنِينَ» و قطعاً وضع ماليات بر
مهريه به خاطر بودجه نبوده و نيست و
نخواهد بود که حرمتش به خاطر تضييع آبروي
جمهوري اسلامي و جهات ذکر شده، به نظر
اينجانب ثابت و محرز است؛ اين بود مختصري از
بحث فقهي و شرعي مورد سوال، و اما بيان
بحثهاي حقوقي جعل ماليات بر مهريه و غير آن
از مباحث اجتماعي و اقتصادي و سياسي و
تأثيرات اجتماعي آن وظيفه ملي و اسلامي علماء
و دانشمندان و محققين در اينگونه علوم
و فنون است. اميد آنکه انديشمندان از مردان و
زنان در حد توان، آن مباحث را بيان
داشته و دين خود را به جمهوري اسلامي و اسلامي
که دين عقل و عدل و سهل و سمحه است
اداء نمايند.»
|